سلام گل نازم .
خوبی عزیزم .
دلم برات تنگ شده .
خیلی خوشحال شدم وقت عصر باهام تماس گرفتی .
خیلی لازم داشتم .
بدجوری داغونم .
بدبختی هم اینه که نمی تونم دردم رو بهت بگم .
آخه تو با اون دل نازک و کوچیکت نمی تونی این همه سختی رو تحمل کنی .
بهترین حالت اینه که نگم چمه !
اشکالی نداره .
تو خوشحال باش منم راضی ام .
تنها لحظه های شاد زندگی من لحظه هایی کهباهاتم یا دارم صحبت می کنم .
غیر اون هیچ چیز خوشحالم نمی کنه .
تنها امیدم دیدن روی ماه توئه .
بگذریم . . . . .
دلم خیلی برات تنگ شده .
اونقدر که دیگه داره اشکم در می یاد .
می دونم می دونی که چقدر دوست دارم نازکم .
فدات . غریبه .........
سلام امیدم .
خوبی گلکم ؟
دلم برات تنگ شده . به قول خودت وقتی همدیگرو می بینیم من می شم الیاس و تو می شی زن الیاس .
از هر فرصتی برای دوباره با هم بودن استفاده می کنیم .
حتی اگه محدود به حرف بشه .
اما مثل اینکه خوشی به ما نیومده . . .
دیشب که از خونه دائی برگشتیم یه تیکه بزرگی انداخت .
اونی که همیشه کارش تحقیر منه .
دلم شکست و بازم همون حالی شدم که دفعه پیش سر قضیه ازدواج . . .
می دونم یادت می یاد .
اما بازم احساس کردم اونچنان در خودم شکستم که همه صداشو شنیدن .
آخه مامان و داداشی اومدن سراغم و سعی کردن منو آروم کنن .
اما چه فایده .
اون اتفاقی که نباید بیفته افتاد و دلی شکست .
حالا اینا رو بی خیال .
داری کاری راه می ندازم کارسون .
سرمایه از سرمایه دار . کار از من .
یه دفتر هواپیمایی راه بندازم همه انگشت به دهن بمونن .
اونقت قول می دم قبل از هر کسی تلافی کار اونو در بیارم .
حالا می بینیم .
خوب دیگه وقت رفتنه .
خیلی دوست دارم عزیزم .
فدات . غریبه .......
روشنی دیدم سلام .
خوبی قشنگم .
دلم برات یه ذره شده .
نمی دونم دیروز چی شده بود که .....
اما دیشب قول دادم امروز منتظر تماست باشم .
زنگ نزنم .
یه وقتی اون باشه ناراحتت کنه .
آخه می دونم چقدر اذیتت می کنه .
دیشب بدجوری دلم هواتو کرده بود .
خاطرات و لحظه های شیرین گذشته هر لحظه مثل یه شهاب تو ذهنم روشن می شد .
اونقدر روشن که تمام حواسم رو به خودش جلب می کرد .
آه .........................
نمی دونستم اینقدر دوری برام سخت باشه . مرگ رو برام هدیه بیاره . اونم یه مرگ تدریجی .
وقتی می گفتن با عشق زمان فراموش می شه و با زمان عشق . داشت کم کم باورم می شد که دلم بی تو می شه و دلت بی من . ( در این صورت من دلمو نابود می کردم )
اما دیدم این حرف رو کسایی زدن که عشق رو لمس نکردن .
چون زمان با عشق فراموش می شه اما عشق با زمان نه .
با گوشت و پوست و خونم آمیخته شده . مگه می یادم بره چقدر عاشقم .
آه ......................
دلم برات خیلی تنگ شده .
انتظار چیزیه که هر کسی رو از پا درمی یاره مگر کسی که امیدی چون کوه داشته باشه .
خودم مثل کوه نیستم اما امیدی که به دیدن و شنیدن صدات دارم اونقدر بزرگه که از من و اراده من چیزی شبیه کوه ساخته .
تنها وتنها به امید دیدن روی ماهت .
فدات . غریبه ..........
سلام نازکم .
خوبی عزیز دلم .
چی شد ؟ حالت بهتره .
صبح که زنگ زدم حالت خوب نبود . بعد هم که گفتی باهاش دعوات شده و باید بری .
ظهر برات میس کال انداختم .
محمد گفت که جواب دادی اما این که نشد جواب .
من صداتو می خوام . نه شمارتو .
خوب . . .
بازم خوبه که اینجوری بهم رسوندی حالت خوبه .
نمی دونم وقتی باهات بحث می کنه باید چه کار کنم .
سرش داد بکشم و ازت دفاع کنم یا آروم باشم تا آتیشش بیشتر نشه .
اون زورش به من نمی رسه واسه همین عقده هاشو سر تو خالی می کنه .
من فدای یه تار موی تو گلکم .
نمی دونم تا کی می تونم بد رفتاریاشو با تو تحمل کنم .
اما می دونم یه روزی بالاخره تلافی همشو از جونش در می یارم .
اون روز خیلی دور نیست . شک نکن .
راستی دیشب تا ساعت ۱۰زیارت بود .
دلم خیلی پر بود .
نتونستم زودی خالیش کنم .
جات خالی نبود . با هم رفتیم . من و خیال تو . عجب آرامشی . خوب بود . خیلی .
حال و هوای و حرم مولا رو داشت .
یادته . آخرین بار . با هم . عجب صفایی . . .
ان شااله خدا بازم نصیبمون کنه بریم پابوس حضرت .
خیلی دلم تنگ شده عزیزم .
فراوووون دوست دارم .
فدات . غریبه . . . . . .
سلام نازکم .
خوبی ؟
دلم خیلی برات تنگ شده .
البته دیروز انرژی گرفتم ها !؟
ولی خوب . از اونجایی که ما پر رو تشریف داریم و با هر بار دیدن شما به جای اینکه دلم یکم از تنگی در بیاد تنگ تر می شه بازم دلم برات تنگ شده .
دیشب تو نمایشگاه که منتظر دیدن تو بودم آبجی خانم رو دیدم .
دلم خیلی براش تنگ شده بود .
ابنو وقتی فهمیدم که با دیدنش خیلی خوشحال شدم .
از دیدنش سیر نمی شدم .
آخه کسیه که عجیب به تو و گذشتون شبیه و ربط داره .
خلاصه اینکه بازم داغ دلم تازه شد .
خیلی دنبالت گشتم اما مثل اینکه باز لایق نبودم .
راستی خیلی وقت بود با زنگ صدای تو بیدار نشده بودم .
اما امروز بعد از مدتها بازم بیدار شدم .
ولی این بار یه تفاوت کوچولو داشت . اونم این بود که صدای اس ام اس تو بود که بهم گفتی :
دوست دارم عزیزم .
آخ چه بیدار شدنی بود .
دلم می خواست این لحظه ی بیداری تا ابد ادامه داشته باشه و من ازش اینجوری لذت ببرم .
من فدای تو نمی دونی چقدر محتاج لحظه هایی هستم که گذشت و قدرشون رو ندونستم .
خودمونیما . . . .
یه چیزی هست که با تمام این سختی ها باز امید به آینده رو برامون زنده می کنه .
اونم جمله بی نظیر و امید بخش اونهاست که :
صبر . صبر . صبر . صبح نزدیکه . صبر . صبر . صبر .
دوسشون دارم .
دوست دارم .
دلم برات تنگ شده .
فدات . غریبه ......
عشق من . نازنینم سلام .
خوبی گلکم ؟
دلم برات تنگ شده .
می خوام ببینمت . می دونم نمی شه .
امروز عروسی دعوتی . اصلا خونه نیستی . راستی بدون من بهت خوش می گذره .
می دونم که نه . چون حال و روز من هم بهتر از این نیست .
هیچ چیز نمی تونه اون جوری که هست خوشحالم کنه . بیشتر حوصلمو سر می بره تا اینکه بخواد راضیم کنه .
دلم برات تنگ شده اونقدر که دیگه هیچ چاره ای جز دیدنت ندارم .
به دادم برس . نیازم رو نادیده نگیر . من فقط حضورتو می خوام .
آخه جسم من هم به تو محتاجه . به دیدنت . به نوازشت . به بوسیدنت .
آخ . دلم . دلم . دلم .
دلم برات تنگ شده عزیزم . فقط برای تو . همه دلتنگی ها و آرزوها و امیدها .
فدات . غریبه .....
نازکم . یه مطلب ناز از تو وبلاگها پیدا کردم . ببینی بد نیست . آخه حرف دلمه ....
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
سلام ستاره آسمونم .
خوبی نازنینم ؟ امیدوارم که خوب باشی .
این چند روزه حال منو بهتر ازخودم می دونی .
اما تنها چیزی که من سر پا نگه داشته آرامشی هست که تو بعد از این همه سختی علی الحساب داری .
می دونم اونقدر بد هستن که بازم بعد از این قضیه چیزی برای آزار دادن تو پیدا می کنن .
اما خوب فعلا خوشحالم که هم تونستی آبروداری کنی و هم حال اونا رو درست و حسابی بگیری .
ولی صبر کن . بهتره چیزی ندونه تا روز موعود . دوست دارم قیافشو ببینم وقتی اون گردنبند رو می بینه .
... حالا . بی خیال این موضوع . یکم هم از خوم بگم بد نیست .
با اینکه می دونم همه چیز درست می شه .
با اینکه می دون بهتره تو این شرایط باشم تا خیلی چیزها به خیلی کسا ثابت بشه اما باز بعضی اوقات صبرم تموم می شه .
برام دعا کن عزیزم که این همه کم صبر نباشم .
خیلی دوست دارم .
فدات غریبه .....
عمرم سلام .
صبحت بخیر عزیزم .
دلم برات تنگ شده گلکم . از دیروز صبح تا حالا صداتو نشنیدم .
احتمالا امرئز هم عروسی دعوت هستی . شاید نتونی برام زنگ بزنی .
حالا تو بگو من چه کار کنم با این دلتنگی .
دیشب باز بهونه گیری هاش شروع شده بود . حرف می زد و از من جواب می خواست . اما من اصلا حواسم نبود که چی می گی . جوابی هم نداشتم .
فقط بدون اینکه بدونم چی می گه جواب می دادم : چی بگم ؟!
حوصلشو نداشتم .
دل تنگی بدجوری حالم رو گرفته بود .
وقتی می گفتن عشق درد بی درمانیه که بیمارش راضی به درمان نیست نمی فهمیدم برای چی ؟
وقتی می گفتن تمام تلخی های وصال و شیرینی عشق می ارزه نمی دونستم یعنی چی ؟
وقتی بابا با متلک به ما می گفت بسوزه پدر عاشقی درک نمی کردم ؟
اما حالا بعد از این مدت معنی و مفهوم همه اینا رو فهمیدم .
می دونم تو هم به اندازه من اینا رو درک کردی .
و بهتر از هر کسی درک کردی و می کنی که چقدر دل تنگتم عزیزم .
فدات . غریبه ....
سلام عزیزکم .
خوبی نازنینم ؟
خیلی دلم برات تنگ شده .
دیروز نتونستم بیام . امروز هم از صبح شبکه قطع بود . من مونده بودم و یه دل تنگ که بدجوری هوای نوشتن برای تو رو کرده بود .
جمعه هم دوری تو و هم غصه های تو بدجوری حالم رو گرفته بود .
از صبح حوصلشو نداشتم .
وقتی ظهری زنگ زدی خیلی خوشحال شدم . یه روح تازه گرفتم .
نمی دونم چه جوری بگم بد جوری مخلصم که بتونه حق دلم رو ادا کنه .
غروب برای از نماز رفتم زیارت . جات خالی نبود . چون همیشه با منی خصوصا تو لحظه های ناب اتصال .
حضورت و گرمای دستاتو احساس می کنم و تا عمق وجودم گرم می شه .
وقتی خواستم کتاب دعا رو بردارم تازیارت بخونم خیلی اتفاقی دیدم به جای زیارت نامه صحیفه سجادیه دستمه .
نیت کردم و بازش کردم .
دعای آقا برای تو لحظه های ترس از گناه اومد .
آروم شدم وقتی به این تیکه رسیدم که قدرت خدا رو بیان می کرد . اعتراف می کرد به قدرت خدا . اونم آقایی به اون بزرگی .
دیگه گریه هام از سر شوق بود نه به قراری .
آرامش همه وجودم رو پر کرده بود . یادآرو شد برام که :
ان مع العسر یسری .
دوست دارم عزیزم .
فدات . غریبه .....